علی حدادی/ کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی: سی و هفتمین فجر پیروزی انقلاب اسلامی نیز فرا رسید. دهه فجر انقلاب اسلامی هرساله برای امثال مایی که آن زمان در اوج شور و انگیزه و حرارت بودیم و در دل حوادث، یک معنا دارد و برای آنها که نبودند و ندیدند؛ چندین معنا! ما بودیم و دیدیم مبارزه‌ها و و تلاش‌ها و تعقیب و گریز و زندان‌ها را. ما دیدیم وحدت و یکرنگی و اتحادها را. ما دیدیم شهادت‌ها را و جانبازها و شکنجه‌ها را. دیدیم اراده و صرف فعل خواستن را در مردم، در همه مردم. اما همه نبودند و ندیدند. فرزندان من و نوه‌های من نبودند و ندیدند. برای من و امثال من، انقلاب اسلامی تلاشی همگانی بود برای نه گفتن به وضع موجود، و خواستن وضع جدید.

اما برای آنهایی که نبودند، این معنا شاید غریب باشد. آنها امروز چندین و چند روایت و تعبیر متنوع و متفاوت را از انقلاب می‌شنوند و حق هم دارند که گیج شوند؛ و بارها در کوچه و خیابان و خانه و مدرسه از من و ما بپرسند که برای چه انقلاب کردید؟ چه چیزی نداشتید که برای داشتن آن دست به قیام برداشتید و یک “نه” بزرگ به همه آنچه بود گفتید؟ البته که ما پاسخ داریم. اما آیا نوع پاسخ های ما متناسب با خواسته های نسل امروز است؟ آیا زبان بیان ما با زبان فهم فرزندانمان یکی است؟ آیا بچه‌های ما امروز از ما می‌‎پذیرند که ما برای استقلال و آزادی قیام کردیم؟ و ده‌ها سوال دیگر…

امسال هم چون سال‌های پیش، برایم شیرین است فرا رسیدن این دهه و این روزها، و جا دارد تبریکی هم عرض کنم به همه خوانندگان و همه مردم عزیز؛ اما بنا دارم در این دهه، به جای پرداختن به کارهای تکراری هر سال، اندکی وقت بگذارم برای پاسخ به برخی پرسش‌هایی که ذهن جوانان امروز ما را درگیر کرده است. در حد توان خودم البته، در نوشته‌ای آتی برخی از زوایای کمتر پرداخته شده را بازگو خواهم کرد.

علی حدادی، فرماندار سابق ساوجبلاغ، نظرآباد و طالقان

یک دیدگاه